در کتابی می خواندم که توصیه می کرد ..
«همیشه اول از همه میوه هایی رو از درخت بچینید که
پایین تر و چیدنش راحتر و آسانتره »
به نظر منطقی و درست میاد ! در ادامه برایتان خواهم گفت ...
اما متاسفانه اغلب افراد زمانی که می خواهند به سمت اهدافشون حرکت کنند ، هرگز از این روش استفاده
نمی کنند ، و دست روی بزرگترین و سخت ترین هدفشون می گذارند ....
و در نتیجه در ابتدای راه یا در اواسط آن ، از ادامه باز می مانند و خیلی دوام نمی آورند !
علتش را خواهم گفت :
وقتی کسی چنین کاری می کند در همان لحظه آغازین فریاد ضمیر خودآگاه را خواهد شنید که :
(نه نه نه ، این امکان نداره ! شدنی نیست ، دست بردار ، دیگه بسه اصرار نکن!!!)
***
راحتی دست از هدف می کشید و بدتر اینکه حفره ذهنی خطرناکی هم ایجاد می کنید.
میروید که قابل تقسیم شدن به بخشهای کوچکتر و اهداف کوتاه مدته و کار را با موفق شدن در کوچکترین هدف کوتاه مدت آغاز می کنید و گام به گام به سمت هدف اصلی پیش می روید .
(با این تکنیک ، ذهن شما به دوست و حامی شما تبدیل خواهد شد )
بسیار بزرگی در ذهنتان خواهد افتاد و اون اینست که ، به ضمیر خودآگاهتان ثابت کردید که موفقیت شدنی است .....
کنید ، ضمیر خودآگاهتان باور میکنه ،که می توانید این هدف را هم به دست بیاورید و همراهتان خواهد شد ، در واقع شما به ذهن منطقی تان ثابت کردید که می توانید انجامش بدهید .
@@@@@@@
(((پس چیدن میوه های در دسترس را فراموش نکنید ، هم از طعم موفقیت های کوچک لذت
خواهید برد ، هم انگیزه بیشتری پیدا خواهید کرد برای کسب موفقیت های بزرگ)))
@@@@@@@
منبع: کتاب گنجینه ای به نام ذهن- آقای امیر مختار زاده
برچسب:
نویسنده: ایلیا حسینپور